مهدى لطفى
122
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
اما استاد عقاد ، فردى كه چندى قبل كتابى در مورد « مولوى » ( فردى كه كتابهاى متعددى در مورد او نوشته شده ) نوشت . اما نتوانست تاريخ صحيحى در مورد شخصيت و شعر ايشان ارائه دهد . لذا مقالات زيادى در نقد اين كتاب نوشته شد . استاد عقاد كه نتوانسته است در مورد انسانى مثل خودش - با وجود منابع زياد - كتابى بنويسد كه بيانگر شخصيت او را باشد . چگونه مىتواند مقام فردى كه ممسوس بذات اللّه است را بيان كند ؟ و در مورد او از خود سخن براند ؟ چگونه مىتواند بيانگر شخصيت « قطب رحى حق » على بن ابى طالب باشد ؟ ؟ و جناب استاد اگر شما هم در تأليف كتاب خود از سيرهء عقاد پيروى كردهاى ما را نيازى به آن نمىباشد . و اما اگر از سيرهء بزرگان تبعيت نمودهاى از زحمات شما قدردانى مىكنيم و مىخواهم آن را ببينم . استاد گفت : كلّا ، يا شيخ ، من در تأليف كتابم اعتمادم بر سخن خدا و سنت پيامبرش بوده است . و از شما تشكر مىكنم كه با اين بيان علمى خود ، ما را مستفيض و مستبصر نموديد . كتاب را آورد . و گفت ، من در اين كتاب به بيان چهار حديث از پيامبر پيرامون شخصيت على عليه السّلام پرداختهام . حديث اول : « على مع الحق و الحق مع على يدور الحق معه حيثما دار » به او گفتم : آيا اين حديث فقط در مورد على عليه السّلام صادر شده است ؟ گفت : بلى ، نظير اين حديث در مورد شخص ديگرى صادر نشده است . گفتم : پس در مورد فرمايش پيامبر كه فرمود : « عمار مع الحق و الحق